تبليغاتX
::. عاشقانه...... شاعرانه .::

عاشقانه...... شاعرانه

: درباره وبلاگ

 

بنام ایزد پاک

واژه ها برای من در شمار قابهای زرین و زیبایی هستند که من پندار احساسم را در انها می نشانم من از حقیقت نمی ترسم و پلاس عقل بر دیوانگی های بشر نمی پوشانم من بند از پای دل بر می دارم وهر چه در دل دارم می گویم×


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

 

: پیوندها

 

punisher boy
بزرگترین سایت تفریحی وسرگرمی ایرانیان
تازه های ادبی
چت
سارا
محمود
شروین
شاعر غریب
صدای بارون
عشق موندگار
بردیا
سرای اندیشه
" فرشته نجات"
مهسا
سرگذشت عاشقان
دختر عاشق پیشه
دنیای من پر از عکس وحرف نگفته
محمد
اوا
هاشم
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 
>
 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
ای... اه

هر شب منم و تو و تپش

عشق و نگاه

همبستر بوسه و لب و ناز و گناه

تا صبح

لب من زلبت دور نشد

ای روز نیا ، نرو تو ای شب

ای ...اه

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
کافر

وقتی شکایتی دارم از دوستان بی وفا

هر وقت که در مونده میشم

رو می کنم سوی خدا

وقتی که راهی ندارم درا به روم بسته شدن

داد می زنم بسه خدا

برس دیگه به داد من

از اسمون صدا میاد اینها همش چوب خداس

اینه سزای ادمی که عمری غافل از خداس

یکی میگه تو کافری

بسه دیگه نکن دعا

اون یکی با طعنه میگه اخه تو رو چه با خدا

توبه نکن توبه نکن، توبه ی تو مرگه و بس

بنده خوبی نبودی

رفتی عبادت هوس

اشک ندامت می ریزم روی می کنم به اسمون

میگم ببخش منو خدا دوزخ نشه عذابمون

فرصت نشد برای تو

نماز شکری بخونم

قسمت نشد خونت بیام نزار که کافر بمونم

انگار صدامو می شنوی

غصه هامو بر می داری

این کافر طفلکی رو تو خواب غفلت میزاری

سایه ات و از سرم نگیر

این بار می خوام توبه کنم

فرصت تازه ای بده میخوام پرستشت کنم

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
خواب عشق

ای نام اشنایت عاشقانه

حک شده روی لبانم

بی تو من تنهاترینم

اسمان مهربانم

بوسه هایت بر تنم دریا شده

شعرهایت جاری دریا شده

مثل موجی بیکرانه

مستم از اوج حضورت ای سر پا عاشقانه

قلب من با قلب تو معنا شده

درشبی از جنس مهتاب

در شبی از جنس باران

در شبی از جنس رویش ، در شبی از جنس اغاز

اسمان مهربان

در شبی از جنس چشمت

در شبی پر از وجودت

در شبی که پاکیش را من توان گفتم نیست

چشمهای روشنت را

محو عشقی که تو با من بودنش را لمس کردی

بی بهانه پر ترانه

با خودم تا خواب خواهم برد

من تو را با مستیه اغوش خود دلگرم خواهم کرد

من برای چشمهایت

من برای دستهایت

من برای بوسه های بیکرانت

یک لالایی می سرایم

بی بهانه ، جاودانه

تا در اغوشم عزیزم تو بخوابی عاشقانه

| +| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
مامان گلی

یه چمن عاطفه توی اون چشاس

گل ختمی گل پونه گل یاس

دست تو سبد سبد سخاوته خاک پات با بوسه من اشناس

نفست حقه عزیزم گل من

بی حضورت نفسم در نمیاد

پشت من گرمه به ریشه های تو پیچکم تکیه سروت و میخواد

بوی دستای تو بوی عاطفه ست

سبز برگام شیره ی جوونیته

کوچه و پس کوچه ی بچگیهام پر رد پای مهربونیته

دهنم کلید میشه وقتی که تو

دست لطفت و رو موهام می کشی

بیا واکنش در قلب منو

که طراوت رو رو موهام می پاشی

تو یه عمرخستگی روی دوش داری

چی اخه من بگیرم هدیه برات

نمی دونم عمر من نمی دونم

دل و دین و عقل و چشمام

کف پات

روز مادر مبارک

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
تو مال منی

you are for me

i did not tell dear GOD told

you are one and the best my world

why dont you come

what should i do

i have no hope and wait for you

come inside me

you are lucky be calm and shout very

kindly without feeling dread or doubt

you should not go

notice my love you are for me

i always told where is my life my life is you

very simple very kindly very lovely very easy

repeat my love you are for me

you are for me

| +| نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
تب عشق

می خوام دوباره تب کنم گر بگیرم نفس نفس

با یک ترانه گل کنم

تازه بشم همین و بس

می خوام دوباره تا ابد برای چشمات بخونم

با یک سرود زندگی

کنار قلبت بمونم

می خوام دوباره اشکاتو دونه به دونه پاک کنم

از ته اعماق دلم برای تو دعا کنم

می خوام بگم ای زندگی

قلب منو تو نشکونی رو بوم این سقف دلم

تو جغد شوم و نشونی

میخوام که با صدای خود هواری از دل بزنم

به یاد روز بچگی

به پنجره سنگ بزنم

می خوام که سنگی بزنم به شیشه سیاهیها

با سنگی از جنس عشق

برم به جنگ بدیها

می خوام دوباره قصه رواز اولش شروع کنم

با همه  این دو دلی

یک دل سیر صفا کنم

می خوام که خورشیدو بازم نشون بدم تو اسمون

بهارو من مهمون کنم

مهمون کنم تو خونمون

 

 

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
پرنده قشنگ من

دلم می خواد بیام پیشت بهت بگم دوست دارم

بیام کنارت بمونم سرروی شونت بزارم

دلم میخواد تو جاده ی عشق تو

قربونی بشم

یا که بیام تو قلب تو اسیر و زندونی بشم

دلم می خواد جون و دلم

یه جا بشه فدای تو

خدا کنه عزیز من ، من بمیرم به جای تو

میوه ارزوی من همیشه کال و نارسه

دلم میخواد کشتی غم زودتر به ساحل برسه

دلم می خواد خورشید من

بتابه توی اسمون

هر روز بهم بگه نرو بیا کنار من بمون

دلم میخواد پرنده شم تو قلب تو خونه کنم

انار قلبتو می خوام واسه خودم دونه کنم

دلم می خواد بیام واست

بسوزم و تلف بشم

یا توی دریای دلت مروارید و صدف بشم

دلم می خواد بدونی که

همیشه من کنارتم

با این همه جدایی ها بازم همیشه یارتم

دلم می خواد شبا بیام تو اسمون ببینمت

ستاره قشنگ من کی می تونم بچینمت

دلم می خواد نذرای من

واسه یه بار ادا بشه

پرنده قشنگ من تو قلب من رها بشه

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
بوی بارون

توی لحظه هام داره دوباره بارون می باره

بوی بارون همه جا تو رو بیادم میاره

توی اسمون من ستاره جایی نداره

وقتی تو ماه منی

ستاره نوری نداره

یه قرار عاشقی دارم میون اسمون

اگه ادرس و میخوای همین ترانه رو بخون

توی عالم سکوت داخل شهر ارزو

کوچه خواب و خیال

همون جا منتظر بمون

من دارم بهت میگم که این قرار یادت نره

که دل دربدرم برای تو منتظره

انگاری صدای این دلم داره بهم میگه

که همین قرار ما دیگه قرار اخره

جمله دوستت دارم برای تو خیلی کمه

چه جوری بهت بگم دوستت دارم یه عالمه

این همه درد دلا همیشه تو قلب منه

فقط اون نگاه تو برای من یه مرهمه

وقتی نزدیکم میای دور میشه غصه های من

همه دردای دل ساده میشه برای من

تویی اون فرشته از عالم ماورای من

تو بیا کنار من امید لحظه های من

اگه هر روز نبینم صورت مثل ماه تو

سر به کوه ها میزنم تا برسم به راه تو

بدون نور تو من شبیه سایه ها میشم

تو دیگه ازم نگیر درخشش نگاهت و

 

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
یه فرشته

یه فرشته رو زمین هست

که دلش یه اسمونه

ولی دوست داره دل من توی حسرتش بمونه

یه فرشته رو زمین هست

که دارم براش می میرم

تب عشقمو می فهمه که چقدر پیشش حقیرم

یه فرشته رو زمین هست

که نفسهامو بریده

دو سه روزه گونه هاشو روی لبهام نکشیده

یه فرشته رو زمین هست

که زمینی نیست نگاهش

که چشام براش می مونه پای التماس و خواهش

یه فرشته رو زمین هست

که دلش قد یه دنیاست

یه فرشته رو زمین هست که نگاهش خیلی زیباست

یه فرشته رو زمین هست

که یه ذره قهر با من

عاشقونه هایی داره که قشنگترین کلامن

منو از خودم گرفته

منو از خودم بریده

توی این سالها یه دفعه یه بدی ازش ندیدم

ولی دلگیرهنوزم بینمون فاصله مونده

هنوزم عطر لباشو

به نفسهام نرسونده

 

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 
من خدا را دیدم

من خدا را دیدم

سر راهم به سکوت

سر راهی که به اندازه من بود خدا را دیدم

سر راهم بخدا

دختری را دیدم با خدا می خندید

و خدا با او بود

و همین قدر که منو و او بودیم دوستی پر میزد

دل من از او بود

دل او از من بود

دل ما از ما بود

و همین طور خدا در ما بود

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 توسط مهرزاد  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved